
غربت. [ غ ُ ب َ ] غُربَة. دوری از جای خود. دوری از وطن. جدائی از وطن در طلب مقصود. غربت رو به صد چیز معنی کردن... هزاران تا شعر و آهنگ در وصفش گفتن... چرا فقط و فقط نمیگیم دوری؟ دوری از نقطه امن... از جایی که شروع کردی! دوری از نقطه اوج...ستارهی راهنمای قطبی! دوری از آدمهایی که با تموم وجود میشناسی! دوری از مکانهایی که هر روز هر روز با علاقه ازشون رد میشدی! دوری از خودت...اون ورژنی که فقط توی خلوت آزادش میکنی! دوری از افکارت...وقتایی که بیانشون میکنی و مقابلهای در برابرشون نمیشه! دور...
ادامه مطلب