
دما ۴۰ درجه ی ناقابله کوله ام بسیار سنگینه خیلی هم دیرم شده ولی خب ده تا خیابونه فقط... +ماشین خونه است؟ +آره میدونم جا پارک پیدا نخواهم کرد و تازه اپ دزدگیر ماشین رو هم ندارم و اینکه بین خودمون باشه...تا حالا تنهای تنها رانندگی نکردم=] دم در بر میگردم و به ماشین نگاه میکنم چلچله آه میکشد! منم همینطور! گرمه:"( توی مسیر تمام گنجشک ها دارن هلاک میشن... تمام باغچه ها رو دارن آب میدن که نمیرن از گرما گل های پر طاقتشون... ماشین ها داغ کردن... آدما هم خسته و بیحوصله دارن زیر کوچکترین سایه ه...
ادامه مطلب
شده کلی چیز برای نوشتن داشته باشین و ندونین کدومو بنویسین؟!دوستدارم یه کمی درد دل کنم... دوستدارم یه پست خاص درباره ی شمال بزارم.... دوستدارم از الان بگم و خونه ی عمو و عمو زاده ها... دوستدارم از هفته ی پیش بگم و خونه ی خاله و خاله زاده ها... همه اینارو دوست دارم بگم...ولی آسیاب به نوبت...هان؟! کلی خلاصه باید توضیح بدم و منم که خلاصه نویسیم مفتضح!! به لطف خودتون ببخشید:))) پرییشب وقت خواب بود...ماهم خسته ی راه... پسر عمو جان یه بالشت گرفت دستش و...دیگه گمونم نیاز به توضیح نیست...! خلاصه همه بی...
ادامه مطلب